رنج آدمیت

بگذار فقط امروز جوراب هایی از دخترکی دستفروش سرگردان و معصوم را در اتوبوس بین راهی با مسافرانی که هیچکدام قرابتی با هم نداشته ولی از مبدای مشترک به سوی مقصدی مشترک رهسپارند ، بخریم و تنها ساعتی بر مشکلات بی پایانش پرده ای به شادی بکشیم ،

بگذار فقط برای چند لحظه تصور کند هنوز هم جوانمردی هر چند بی رمق ، اما هنوز از دور کورسویی دارد .

بگذار فقط برای چند ثاینه قهرمانش باشیم ،

تا از درب این اتوبوس به پایین برود دوباره باید بقیه جوراب های مردانه اش با التماس بفروشد

بگذار اشک چشمانت از فرط شرمندگی مسیر صورتت را نمناک کند

بگذار تا دمی بغض گلویت را دودستی فشار دهد و  رنج آدمیت فراموش شده ات را بیادت بیاورد

چند کودک دیگر در چند نقطه دیگر باید اشک چندین نفر دیگر را سرازیر کنند .

فارغ از همه تعصبات و عقاید ، رنگ ها و غیره و غیره

ما چه هستیم و به دنبال چه

چه می شود ما را

وقتی بین بازی فوتیال اگر کسی ، رسم بازی جوانمردانه را رعایت نکرد بر سرش فریاد می کشیم و هزار و یک ناسزا تقدیمش می کنیم ...

و از کنار انسان های محتاج هم دین ، هم مسلک و هم وطن به سادگی می گذریم ...........

به ما که انسانیت را با تمام معنای فریبنده اش در لابلای کتابها به فراموشی سپرده ایم

به کجا می رویم در حالی که مقصد همه ما یک منزل گاه بیشتر ندارد

یک بار دیگر بیاندیشیم

و

ناظاره کنیم

بر انسانیت گم شده خویش

تا شاید خدای مهربان ما را مانند همیشه ببخشد و راهی برای جبران این همه ناسپاسی و ناجوانمردی پیش روی مان بگذارد

 

 

 

3 نظر

  1. niloofarniloofarsays:

    خیلی خوشحال شدم سایتتون رو دیدم.

  2. سازنده کارخانه آسفالتسازنده کارخانه آسفالتsays:

    وبلاگ زیبای دارید موفق باشی

  3. ردیاب خودروردیاب خودروsays:

    وبلاگ زیبای دارید موفق باشی