:

حماسه گیلگمش کتابی با تاریخی کهن ( 2100 سال پیش از میلاد مسیح)

حماسهٔ گیلگامش یا حماسهٔ گیلگَمِش (در سومری:𒄑𒉈𒂵𒈩 یا حماسهٔ بیلگمیش[۱]) یکی از قدیمی‌ترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقهٔ میان‌رودان شکل گرفته‌است. قدیمی‌ترین متون موجود مرتبط با این حماسه به میانهٔ هزارهٔ سوم پیش از میلاد مسیح می‌رسد که به زبان سومری است. از این حماسه



خلاصهٔ حماسه بر اساس نسخهٔ مرجع اکدی

لوح ۱

اهالی اوروک به درگاه خدایان شکایت زورگویی گیلگمش را می‌برند. خدایان به ارورو می‌گویند که مردی زورمند بیافریند تا با گیلگمش مبارزه کند و اوروک در آسایش باشد. ارورو انکیدو
را از خاک می‌آفریند. انکیدو در دشت‌ها با حیوانات زندگی می‌کند. یک صیاد
که انکیدو دام‌هایش را می‌رماند، راهبهٔ شادی را به دشت می‌آورد تا انکیدو
را از این کار بازدارد. انکیدو با او معاشقه می‌کند.

وح ۲

راهبهٔ
شادی انکیدو را به نزد چوپانان می‌برد. مردی از آنجا گذر می‌کند و
زورگویی‌های گیلگمش را برای انکیدو شرح می‌دهد. انکیدو خشمگین به اوروک
می‌رود و با گیلگمش مبارزه می‌کند. گیلگمش پشتش را می‌خواباند و او را
دوست خود می‌خواند. سپس به او می‌گوید که به همراهی هم، به جنگ هومبه به، دیو جنگل سدر خدایان بروند.

لوح ۳

پیرسالان به گیلگمش نصیحت‌هایی برای این سفرش می‌کنند. نین سون، مادر گیلگمش برای او دعا می‌کند و از انکیدو می‌خواهد که از پسرش محافظت کند.

لوح ۴

گیلگمش
و انکیدو به سوی جنگل سدر خدایان به راه می‌افتند. گیلگمش پنج خواب
می‌بیند و انکیدو آن‌ها را به پیروزی تعبیر می‌کند. وقتی به آستانهٔ جنگل
سدر می‌رسند، انکیدو هراسان می‌شود و گیلگمش او را دلداری می‌دهد و وارد
جنگل می‌شوند.

لوح ۵

با هومبه به مبارزه می‌کنند و گیلگمش با سه ضربه سرش را جدا می‌کند و سپس درختان جنگل سدر را می‌کوبند و می‌کَنند.

لوح ۶

ایشتر به گیلگمش می‌گوید که معشوق او باشد، ولی گیلگمش عشق او را نمی‌پذیرد. ایشتر نر گاو آسمانی را در اوروک رها می‌کند. نر گاو به ویرانی اوروک می‌پردازد و انکیدو و گیلگمش با هم او را می‌کشند. سپس انکیدو خوابی می‌بیند و برای گیلگمش تعریف می‌کند.

لوح ۷

انکیدو
خواب دیده که خدایان برای مجازات گناهان گیلگمش و انکیدو (کشتن هومبه به،
نابود کردن جنگل سدر و کشتن نرگاو آسمانی) تصمیم گرفته‌اند که انکیدو باید
بمیرد.
انکیدو صیاد و راهبهٔ شادی را که او را از زندگی در دشت به درآورده‌اند،
نفرین می‌کند.

انکیدو بار دوم خواب می‌بیند که مردی او را به دنیای زیرین می‌برد و گیلگمش او را یاری نمی‌کند.

انکیدو دوازده روز در بستر بیماری می‌افتد.

لوح ۸

انکیدو می‌میرد و گیلگمش بر مرگش مویه می‌کند و دستور می‌دهد تندیسی از او بسازند.

لوح ۹

گیلگمش اندوهگین از مرگ انکیدو، راهی جایگاه اوته نه پیشتیم
(تنها انسانی که توانسته به جاودانگی برسد) می‌شود تا راز جاودانگی را از
او بپرسد. به دو کوه می‌رسد که معبر آفتاب اند. دو نگهبان کوه که مانند
کژدم هستند، راه را نشانش می‌دهند. او وارد ظلمات شده و آن سوی ظلمات باغی
می‌بیند که برگ‌هایش از لاجورد و میوه‌هایش از عقیق است.

لوح ۱۰

گیلگمش با سی دوری سابیت ملاقات می‌کند و از جایگاه اوته نه پیشتیم می‌پرسد. سی دوری سابیت اورشه نبی، کشتیبانِ اوته نه پیشتیم را به او می‌نماید. گیلگمش با کشتی او به جایگاه اوته نه پیشتیم می‌رسد و ماجرای خود را برایش می‌گوید. اوته نه پیشتیم می‌گوید مرگ تقدیر گریزناپذیر انسان است.

لوح ۱۱

گیلگمش از راز جاودانگی اوته نه پیشتیم می‌پرسد. اوته نه پیشتیم ماجرای طوفان بزرگ را تعریف می‌کند. در زمان طوفان بزرگ، او به دستور اآ
کشتی ای ساخت و یک جفت از هر حیوانی در آن گذاشت. وقتی خدایان از زنده
بودن او مطلع شدند، او و جفتش را در شمار خدایان قرار داده و ساکن آن سوی
دریا کردند.

آن گاه اوته نه پیشتیم
جای گیاه جاودانگی را بر گیلگمش آشکار می‌کند و گیلگمش آن را می‌یابد؛ ولی
وقتی به شست‌وشوی خود مشغول است، ماری آن را می‌خورد و گیلگمش دست خالی به
اوروک بازمی‌گردد.

لوح ۱۲

این لوح ارتباطی با حماسه ندارد.

گیلگمش انکیدو را برای بازگرداندن چیزی به دنیای زیرین می‌فرستد و
به او توصیه‌هایی می‌کند تا بتواند برگردد. اما انکیدو به توصیه‌های گیلگمش
عمل نمی‌کند و در دنیای زیرین گرفتار می‌شود. گیلگمش از خدایان طلب یاری
می‌کند و اآ اجازه می‌دهد که روح انکیدو بالا بیاید. انکیدو احوال دنیای زیرین را برای گیلگمش بازمی‌گوید.[۳][۶]

دانلود کتاب حماسه گیلگمش

نسخه زبان انگلیسی حماسه گیلگمش


هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...